لانه‌زنبوری

این قسمت: پیاده تا عشق

لانه‌زنبوری

این قسمت: پیاده تا عشق

لانه‌زنبوری

انگار یک زنبور قرمز قلبم را نیش زده، جایش هم ورم کرده و خوب نمی‌شود!

نوشتن جایگزین خوبی برای غصه است، آدم را آرام می‌کند.

پیوندهای روزانه

من، همان که همه نوشته‌هایم پیرامونِ اوست.

دوشنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۴:۵۷ ب.ظ
من روی میز ذهنم چندین و چند پوشه داستان مختلف دارم که توی سرم خوانده‌ام و با آن‌ها زندگی کرده‌‌ام. با همه شان خندیده‌ام، دلم غنج رفته‌است، شوق و آرامش را حس کرده‌ام. همچنین اشک ریخته‌ام، بغض کرده‌ام، فشردگی قفسه سینه را تجربه ‌کرده‌ام. داستان‌هایی درباره من آینده که گاها هیچ رابطه‌ای با حال ندارند. البته زندگی چندین ساله‌ام به من ثایت کرد که تغییرات زیاد و رسیدن به چیزهایی که حتی تصورش را هم نمی‌کنی زیاد دور از انتظار نیست. هر کدام از این داستان‌ها ذوق و شوق خودش را دارد و غم و حسرت خودش را. طوری که من همه‌شان را دوست دارم. که اگه دوتا دوتا روی کفه‌های ترازو بروند ترازو مدام مساوی می‌شود. حتی وحشتناک‌ترینشان که تویش من به بدترین کار ممکن دست می‌زنم هم وجه‌های خوب خودش را دارد.
   علتش این است که من خودم را دوست دارم و البته در عین حال از خودم متنفرم! همه احساسات من به خودم به اندازه کافی ست. بعضی روزها البته آرزوی مرگ کرده‌ام و حتی به برآورده کردن این آرزو فکر کرده‌ام. روزهایی هم سلول سلول تنم از خوشحالی و آرامش زندگی لبریز شده‌است. باید بدانید که این‌ها همه طبیعی ست. ورای همه این‌ها هر انسانی، یک من دارد که همه چیز به او وابسته است. منِ من یک موجودِ کوچکِ فوق‌العاده است که همیشه لبخند می‌زند و ریز می‌خندد. لپ‌هایش هم برخلاف خودم سرخ می‌شود. موهایش را هم همیشه دم اسبی می‌بندد و فکر کنم زیاد هم لَخت نیستند که کش مو سر بخورد و پائین بیاید. وقت‌های ناراحتی و عصبانیتمان، همان وقت‌هایی که من اسمش را گذاشته‌ام حمله ذهن و قسمت غمگین یکی از داستان‌ها توی سرم پخش می‌شود، منِ من به قاعده یک دریا گریه می‌کند. باران که تمام شد آرام لبخند می‌زند و رنگین‌کمان می‌آید. اصلا منِ من رژ لبش هفت رنگ است.


وضعیت نویسی: درست کمی بعد از تماشای انیمیشن Mary and Max
  • ۹۶/۱۱/۰۲
  • فافا

حالش

نظرات  (۶)

  • ابوالفضل ;)
  • این انیمیشن رو ندیدم که احتمال می دم به پست ات ربط داشته باشه.
    ولی خب چه خوبه تصوری از آینده ت داری. من خیلی وقته می ترسم بهش فکر کنم چون خیلی از چیزایی که با جزئیات بهشون فکر می کردم برام اتفاق افتاد طوری که حس می کنم ناخودآگاهم من رو به سمتی برد که انتخابشون کنم. برای این می ترسم که خیلی وقته تصور روشنی از آینده ندارم و برا همین این طور تصویرسازی نمی کنم ازش.
    پاسخ:
    من تصور خوبی از آینده دارم؟ o_O کوووو؟ کجا نوشتم اینوووو؟
    خوش بحالت. تصور من از آینده شبیه یه حمله ذهنی بهم تحمیل میشه و کنترلش سخته
  • ابوالفضل ;)
  • نگفتم تو تصور خوبی داری! گفتم صد در صد تصور این روزای خودم خراب شده از آینده و هراسی که از محقق شدنشون دارم نمی گذاره فکر کنم بهش.
    پاسخ:
    آهان:)
    خیلی هم عالی. فکر کردن به چیزای خراب و بد اصلا خوب نیست.
  • آقای دیوار نویس
  • ماهی سیاه کوچولو به خودش گفت:
    مرگ خیلی آسان می‌تواند الان به سراغ من بیاید،
    اما من تا می‌توانم زندگی می‌کنم. 
    نباید به پیشواز مرگ بروم. 
    البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم که می شوم مهم نیست.
    مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.

    ماهی سیاه کوچولو
    صمد بهرنگی       
    پاسخ:
    متشکرم :)
    همه ماها یه لحظاتی رو داشتیم که دوست تداریم دوباره تجربه اش کنیم و یه لحظاتی رو داریم که هیچوقت دلمون نمیخواد فراموش کنیم .اینکه بتونى اون روزهاى سخت رو حتى اگر بد پشت سر بذارى و بعدا به خودت بگى اینا همش تجربه بود و گذشت و اگر دوباره باهاش روبه رو بشم حالا بهتر میدونم چکار باید بکنم این یعنى تو یه آدم قوى هستى که خب فوق العادست .و خب واقعا تبریک میگم اگر به این حد توانایى رسیدى؛)
    پاسخ:
    من؟
    اینی که میگی خیلی درجه بالاییه. البته نمی‌گم که هیچ‌وقت اینجوری نبودم ولی خب همیشه نه. خیلی باید رو خودت کار کنی که اینجوری بشی.
    من من چقدر دیدنیه

    مولانا میگه:

    تا در طلب گوهر کانی کانی

    تا در هوس لقمهٔ نانی نانی

    این نکتهٔ رمز اگر بدانی دانی

    هر چیزی که در جستن آنی آنی


    پاسخ:
    دیدنی؟ نه خیلی البته

  • آسـوکـآ آآ
  • امیدوارم همیشه سلامت باشی
    نه آرزوی مرگ برآورده شه
    نه راه برآورده کردنشو پیدا کنی :)
    و همیشه سلام باشی و توِ تو همیشه تو وجودت زنده باشه :)

    پاسخ:
    ممنونم :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">