لانه‌زنبوری

این قسمت: پیاده تا عشق

لانه‌زنبوری

این قسمت: پیاده تا عشق

لانه‌زنبوری

انگار یک زنبور قرمز قلبم را نیش زده، جایش هم ورم کرده و خوب نمی‌شود!

نوشتن جایگزین خوبی برای غصه است، آدم را آرام می‌کند.

پیوندهای روزانه

میو میو من گشنمه

دوشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۳۸ ب.ظ
تیله

   من میگم اولین شرط آدم بودن محبته. محبت به عالم و آدم. حتما هم بی‌دریغ. محبت به آدم‌ها، گل‌ها و درخت‌ها، گنجشک‌ها. محبت به گربه‌ها. راستش فکر‌کنم تنها شرط آدم بودن محبته. خب بعضی کارها محبت به نظر نمیاد، به هرحال یه انسان واقعی هم باید گاهی خشم و غضب داشته باشه. اما همون خشم هم خودش نوعی محبته، محبت به خوبی و انسانیته. 
   محبت البته خوراک روح ماست. وقتی برای بچه گربه‌ای که مادرش تازه اطراف بلوک ولش کرده، مظلومانه میو میو می‌کنه و معلومه گشنشه تو گرمای سر ظهر اهواز بری شیر بخری و اون یه دل سیر بخوره، روح تو هم یه دل سیر محبت می‌خوره. مهم نیست از چند نفر چندتا حرف بشنوی مهم اینه که یه بچه گربه تنها بهت نیاز داره و کدوم انسانیه که یه بچه گربه نیازمند رو ببینه و بهش کمک نکنه؟
سر بچرخونید ببنید کی و چی به محبت نیاز داره و عجله کنید. اگرم کسی نیاز نداره، روح شما بهش نیاز داره باور کنید.

+ اسمش تیله ست. تیله بازی یادتونه؟ من که یادم نیست ولی خود تیله رو یادمه. چشماش شبیه تیله ست. 
  • ۹۷/۰۳/۲۸
  • فافا

دکتربازی‌هایش

نظرات  (۶)

  • یاسمن مجیدی
  • ای جاااااانم
    واقعا احسنت 
    کیفم داره اینجور کارا
    پاسخ:
    خیلی خیلی خیلی کیف داره:)
    برداشت اشتباه میشه ازش آخه ...
    توی دنیایی که مجبوریم این حرفا رو پشت یه صفحه ناشناس بنویسیم تا کسی نشناسه ادیتورش رو ... کی جرات مهربونی تو روی آدما داره و برداشت اشتباه رو بجون بخره؟
    پاسخ:
    من.
    بارها به جون خریدم. حتی در حدی که گاهی طرف فکر کرده داره به غرورش برمیخوره من هی بهش محبت می‌کنم. باورتون میشه؟
    بذار یه چیزی رو از ته دلم بگم، لحظات سختیه که حتی واسه محبت کردن هم هی باید تمرکز کنی و همه جوانب رو مد نظر بگیری ولی این دلیل نمیشه که محبت نکنی. وقتی طی زمان طولانی همه تلاشتو می‌کنی که محبت کنی بی‌دریغ نهایتش چنان حس خوب غیرقابل وصفی داری که خودت هم متحیر میشی.
    امتحان کنید. چیز ترسناکی نیست. 
    این که مجیدِ خودمونه D:
    پاسخ:
    نه نه اسمش تیله ست:))
    وقتی به کسی محبتی میکنیم بیشتر از اون شخص روح خودمون رو داریم ارضاء میکنیم
    پاسخ:
    در واقع یه تیر با چند نشونه. وگرنه درست هم نیست واسه آروم کردن روحمون محبت کنیم
  • آسـوکـآ آآ
  • تو حیاط خونه مادربزرگم هر روز ظهر وقت ناهار چهارتا گربه میان
    دو سالی میشه که هر روز میان
    یه بار داییم خوایت بیرونشون کنه
    مادربزرگم گفت نه
    روزی اونا تو این خونه ست
    با خوندن متنت رفتم به خونه مادربزرگه
    پاسخ:
    آخی. خدا خیر بده مادربزرگتو
    منم یاد یه کتاب داستان بچگی‌هام افتادم. یه دختریچه به یه گربه یه تیکه کباب میده. این کل داستان بود. مثل اینکه رو من اثر داشته:)
  • عاشق بارون ...
  • چقدر نازه. :) خیلی دوست دارم بچه گربه‌ها رو :)
    چند وقت پیش دو تا بچه گربه تو حیاط همسایه بودن شبانه روز میو میو می‌کردن. چند روز گذشت شد فقط یه صدا. کمی بعد همون یه صدا هم نیومد. تا جایی که فهمیدم شیر گذاشتن براشون حالا زنده موندن یا نه نمی‌دونم ولی دیگه صداشون نیومد.
    پاسخ:
    خیلی نازن و طفلکی. خب غذا نیاز دارن
    امروز یه گربه با سه‌تا بچه گربه دیگه اومد. نمیدونم چرا تیله نمی‌رفت پیششون با اینکه قبلا با یکی از اون بچه گربه‌ها دیده بودمش! دنیای عجیبی دارن

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">