لانه‌زنبوری

این قسمت: تابستان وِلَرم

لانه‌زنبوری

این قسمت: تابستان وِلَرم

لانه‌زنبوری

انگار یک زنبور قرمز قلبم را نیش زده، جایش هم ورم کرده و خوب نمی‌شود!

نوشتن جایگزین خوبی برای غصه است، آدم را آرام می‌کند.

پیوندهای روزانه

غصه‌های کوچک یواشکی

شنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۴۸ ق.ظ
جشن ورودی دانشکده، به همه یک گوشی پزشکی دادند. خیلی هدیه جذابی بود. می‌توانستم خودم را با روپوش سفید مقابل یک سگ بانمک تصور کنم که در حال معاینه‌ام. گوشی را در اولین فرصت آوردم خانه چون می‌دانستم حالا حالاها به کارم نمی‌آید. تا بابا را دیدم ضمن تعریف جشن، با ذوق گوشی را به او نشان دادم. او احساس خاصی نداشت، فقط امتحانش کرد و گفت یکجوری ست و بگذارم که ببرد باهاش کار کند ببیند چطور است. گوشی را برد و اصلا هم گمان نکنم روزی بیاورد! چیزی نگفتم. اگر می‌گفتم شبیه بچه‌ها می‌شدم که اسباب بازیشان را می‌خواهند. اما دلم یکجوری شد. یکجور بدی. شبیه شکستن یک گلدان قدیمی و گران. فکر می‌کردم بالاخره یک روز با همان گوشی که اوایل تحصیلم هدیه گرفته‌ام کارم را شروع خواهم کرد. روز اول کار از همین حالا غم‌انگیز شد.
  • فافا

کتاب پنج‌شنبه فیروزه‌ای را هدیه بگیرید

پنجشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۲۳ ب.ظ
اهدا شد.
پنج‌شنبه فیروزه‌ای
پنج‌شنبه فیروزه‌ای۲

من رمان‌های مذهبی امروزی کمی خوندم. بین همین‌ها رمان خوب به ندرت پیدا میشه. چندتاشون که فقط هدر دادن کاغذ بود و متاسفم بابت وقتم. ولی پنج‌شنبه فیروزه‌ای رمان نسبتا خوبی بود. داستانش جذابه و کشش داره. خیلی هم منطقی‌تره. البته اینکه توی رمان‌های این سبک حامدی باشه که خودشو از پنجره بندازه بیرون برای خیلی‌ها قابل درک نیست و معتقدن اینا چرت و پرته. اینجور آدما بهتره کلا رمان مذهبی نخونن. قبول دارم درک همچین چیزهایی سخته و تا نبینیم باورمون نمیشه. یه چیزی تو مایه‌های تخیل همیشگی کتاب‌های امیرخانی. خب این‌ها داستان هستن و به نظر خیالی میان. ولی از این دست اتفاقات واقعا رخ میده. نمونه‌اش اتفاقی که برای ابن‌سیرین میوفته.
به هرحال اگه از رما‌ن‌های کلاسیک خسته شدید، دلتون یه فضای امروزی و ملموس می‌خواد و واکاوی فضای زندگی آدم‌های مذهبی از نزدیک براتون جذابه، پنج‌شنبه فیروزه‌ای ارزش خوندن داره.

خوشحال میشم این هدیه رو ازم قبول کنید:)
  • فافا

سقای آب و ادب را هدیه بگیرید

جمعه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۳۷ ب.ظ

اهدا شد :)

خب خب قراره جهش کنیم. دوتا کتاب قبلی درسته که از بچه‌هام بودن و مادر همه بچه‌هاشو دوست داره ولی خب سوگلی نبودن. حالا قراره یکی از سوگلی‌هامو هدیه کنم.
من این کتاب رو خیلی دوست دارم و سالی یکبار می‌خونمش. الان هم دارم دختربچه کتاب‌خون درونمو با وعده اشکال نداره برات یکی دیگه می‌خرم راضی می‌کنم! ماجرا از این قراره که چند سال پیش من این کتاب رو تو رودربایستی امانت دادم به کسی (از اون اتفاقا که چندسال یه بار میوفته:دی ) و وقتی بالاخره پسش آورد بعد چندبار تذکر، گفت که خودش اگر کتاباشو به هرکسی امانت بده و طرف خوشش بیاد بهش میبخشه کتاب رو و این رو با یه حالت فخرفروشانه‌ای گفت که تو دلم مونده:( پس تصمیم گرفتم کتاب سوم این باشه. کتابی که خیلی دوسش دارم و به همه توصیه می‌کنم بخونن.

سقای آب و ادب

سقای آب و ادب۲


سقای آب و ادب داستان یه مرد بزرگه. داستانی که روح آدم رو به این بزرگی نزدیک می‌کنه تا بهتر ببینه و بفهمه هرچند درک تمام همچین آدمی خارج از توان ما باشه. سقای آب و ادب موضوعش عشقِ، اونم نه عشقای آب دوخیاری حالا. یه عشق نجیب و واقعی. سقای آب و ادب یه رمان-روضه ست که توش لبخند و اشک با هم جمع میشن. این کتاب جزو لیست کتابای بغل کردنیه.

  • فافا

کتاب هدیه می‌دهم: ملت عشق

پنجشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۵۲ ب.ظ

ملت عشق

ملت عشق۲

اهدا شد.

کتاب دوم،
رمانی درباره مولانا به‌علاوه برداشت شخصی نویسنده.
بخش‌های بُلد متن رو دوست داشتم. ۴۰ اصلی که نویسنده از مولانا و اشعارش برداشت کرده. البته چون داستان کلی زندگی مولانا برام تکراری بود و با مولانای ایران کمی متفاوت بود (شاید خنده‌دار به نظر بیاد ولی طبیعیه. برای فهمیدنش نیاز به خوندن چندتا کتاب زندگینامه درباره مولانا هست و بعد خودتون قضاوت کنید) زیاد کتاب بهم نچسبید ولی معنیش این نیست که کتاب بدیه. شخصا "گفتا من آن ترنجم" رو بیشتر دوست داشتم. بیشتر با عقل جور در میومد و تطبیق داشت.
کتاب درباره زنی با زندگی روتین هست که با نویسنده کتابی درباره مولانا آشنا میشه و از این طریق با مولانا آشنا میشه. بعضی فصل‌ها متن کتاب هست که زندگی مولاناست و فصول دیگه حوادث و اتفاقاتی هست که برای اون زن رخ میده.

  • فافا

پُک: نوشابه

دوشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۱۸ ق.ظ
- تو چطور بابایی هستی که نمی‌دونی دخترت نوشابه نمی‌خوره؟
  • فافا